خانه » معرفی کتاب خاطرات سفیر
خانه داری

معرفی کتاب خاطرات سفیر

کتاب خاطرات سفیر
کتاب خاطرات سفیر

کتاب خاطرات سفیر

کتاب خاطرات سفیر نوشته دکتر نیلوفر شادمهری از خاطرات او در خوابگاهی در فرانسه به عنوان یک ایرانی و به عنوان یک بانوی مسلمان است. مهارت او در بحث منطقی باعث شد سفیری برای دفاع از ایران و دفاع از اعتقادات یک مسلمان ایرانی باشد. او بخشی از رویدادها و تجربیات خود را با زبان ساده و جذاب به تحریر درآورده است. بخش هایی از آن را در جهت معرفی کتاب بخوانید.

 

نوشته پشت جلد

و من شدم “ایران” ! من باید پاسخگوی همه ی نقاط قوت و ضعف ایران می بودم. انگار من مسئول همه شرایط و وقایع بودم. چاره ای نبود و البته از این ناچاری ناراضی هم نبودم. من ناخواسته واسطه انتقال بخشی از اطلاعات شده بودم و این فرصتی بود تا آنطور که باید و شاید وظیفه ام را انجام دهم. تصمیم گرفته شده بود! من سفیر ایران بودم و حافظ منافع کشورم و مردمش.

 

فهرست مطالب

پیش از آغاز
معیار مهم من از نظر استاد
معمای چهار دست مردد
خوشامدی لعنتی
تأثیر تلفظ دقیق کلمات بر نتیجه بحث
آغاز یه دوستی
خداوند شکلات و بحث رو دوست داره
روز اعتصاب، مستند آرته
عدو شود سبب خیر…
وَ یُرزُقهُ مِن حَیثُ لا یحتَسِب
جایی برای زندگی
مارمولک پخته یا حلزون برشته؟
چه کسی مسیح رو به صلیب می‌کشه؟
او
جشن دوستی ها” ی دانشگاه”
خاطره سگی
بحران هویت
روزی که به مفید بودن «در» شک کردم!
مهمونای خوابگاه (قسمت اول)
مهمونای خوابگاه (قسمت دوم)
مهم‌ترین درس استاد
یه عالم جامع ‌الشرایط بی‌حجاب!
کنفرانس مد
ویرجینی مریضه
امنیت‌ هایی که از دست می ‌رن
سلیم‌ النفس
حماسه ثنا
اعتماد به ‌نفست من رو می‌کشه
روزی تو خواهی آمد
ادیبانه…
اتاق پرو به وسعت شهر!
شبی که دوست داشت سحر بشه

 

قسمتی از مقدمه کتاب

… القصه! به عنوان دانشجوی ممتاز، موفق به دریافت بورس دوره ی دکترا در رشته “طراحی صنعنی” شدم. علاقه شخصی و بررسی های مطالعاتی پیرامون موضوع رساله ام من را در انتخاب کشور فرانسه مطمئن تر کرد و سرانجام راهی پاریس شدم.

دوران تحصیل، جدای از آموزه های علمی و دانشگاهی، تجربیات زندگی اجتماعی را هم همراه دارد. طوری که گاهی می بینی آنقدر که در مورد دوم خیر و برکت هست در مورد اول نیست. برای من که طراحی صنعتی را بسیار دوست داشتم، چندین سال مطالعه در این حیطه و شاخه های مرتبط با آن به خودی خود جذاب و انگیزه بخش بود.

از وقتی به خاطر دارم بحث کرده ام! نه اینکه خودم بحث را راه بیندازم، که اگر من هم نمی خواستم بروم طرف بحث، بحث می آمد طرف من! و این چنین شد که نوعی زندگی مسالمت آمیز بین من و بحث کردن شکل گرفت و همچنان ادامه دارد.

کتاب خاطرات سفیر متن شیرین و جذابی دارد.

نظر بدهید
نظر خود را در این قسمت با ما به اشتراک بگذارید